حكيم زجاجى

768

همايون نامه ( تاريخ منظوم حكيم زجاجى ) ( فارسى )

مدت خلافت معتمد بيست سال و سه ماه و شش روز بود چو از ديده شد مهتدى در نهفت * سخن بايد از معتمد بازگفت چو تخت خلافت از او برفراخت * به گردون گردان از اين سرفراخت به ماه رجب گشت فرزانه مير * ز تأثير كيوان و بهرام و تير امام جهان بود آن بىهمال * دو ده سال شمسى و بر سر سه سال نود روز و شش روز از اين بيش بود * ورا مشترى نيكىانديش بود ز هجرت دو صد سال و پنجاه بود * دو بر سر ، كه آن كامران شاه بود به قولى دگر هست دو ماه بيش * كه بنشست آن شاه بر گاه خويش نبد عمرش افزون ز پنجاه و يك * جز اين نيست كار قمر بر فلك يكى را برآرد چو تابنده مهر * رساند به كام دلش بر سپهر يكى را ز بالا به زير آورد * همان جاى در « 1 » كام شير آورد برادر بد او را يكى بىهمال * از آن نامور خرد اندك به سال ابو احمدش بىگمان بود نام * موفق لقب داشت مرد همام كنيزى بود مادر آن دو مرد * كه بودند چون جوهر پاك‌فرد ورا نام قينان فرخنده بود * شه چرخ بر درگهش بنده بود فصيح جهان معتمد بود و بس * كه چون او نبد بر زمين هيچ‌كس بد آواز آن نامبرده بلند * گه خطبه خواندن شه ارجمند برآوردى آواز همچون پلنگ * به كف در قضيبى ز چوب زرنگ چو آواز عباس بد ساز او * برفتى به هر جاى آواز او كريم و جواد و جوانمرد بود * نماينده چون جوهر فرد بود نبد مثل او كس به تدبير و راى * مزين ز رويش سرير و سراى توانا و بيدار در كار ملك * چو او كس نباشد خريدار ملك از او در دل دشمنان بود سهم * روان‌طبع و بينادل و تيزفهم

--> ( 1 ) او